بازمانده
 
وبلاگ شخصی سید محمد انجوی نژاد

https://telegram.me/Seyyedanjavi

 پرده اول زیارت :
پرواز سختیه . تو فرودگاه الاف شدیم . کمرم درد گرفت !!
فرودگاه نجف هم الافی زیاد داره .. اتاقمون رو چک می کنم . اسانسوراش خوبه . ولی طبقه پنجمیم . طول میکشه !! چشمک
دستشویی حمامش تمیزه !! رستورانشم خوبه !! برخورد گارسن ها و کیفیت غذا بد نیست !! هیچی غذای خونه نمیشه !! قهر
بهر حال باید تحمل کنم !! ثواب داره این درد ها !! تازه فاصله هتل تا حرم زیاد هم هست . یربع باید پیاده بریم !!
نمیشد یکم بیشتر بفکر زائرا باشن ؟! عصبانیعصبانی
حرم ها شلوغه . نیمه شبا بهتره . رفتم بغل ضریح ❤️
امشب سر فرصت نشستم . هم جامعه کبیره خوندم هم بقیه دعاها . کلی هم گریه کردم . آرومم .
این زیارت خیلی چسبید . الحمدلله !!! 👌❤️👌
🔴 قبول باشه طاعات و زیاراتتون انششششاء الله !!!! چشمک

پرده دوم زیارت :
نفهمیدی چطور رسیدی و چطور پریدی ! حرمو اصلا ندیدی !! ناراحت
آقا میشه بریم زینبیه ؟؟ نه برادر ناراحت
آقا حرم رقیه چطور ؟ شاید یشب بریم . یربع بیشتر وقت نیست . ناراحت
ده ها کیلومتر پیاده میری . نان همراهت هست برای رفع ضعف . ناراحت
بوی خون و باروت . صداهای کلافه کننده انفجار و شلیک . ناراحت
زینبیه کدوم وره ؟ سمت چپ . سلامی میدی از دویست کیلومتری !!
جنازه ها رو میشماری . مجروحا رو می بندی . خیز میری . می ترسی . میلرزی . ناراحت

این همه ظلم و جنایت . این همه کشتار . این همه درد و رنج . این همه ظلم و کثافت کاری . چقدر دنیا کثیف شده !!!!! برای چی خب !!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برااااااااااای چیییییییییییی ؟؟؟؟؟؟عصبانیعصبانی
سرده . شلوغه . بیخوابی . گشنه ای . درد داری . نگران
بدو برادر . باید برگردی . از پنجره هواپیما گنبد عمه جان معلومه . ناراحت
سلام میدی . زود برمیگردم خانم . برم مدافعانتو بیارم . 👌
این زیارت خیلی چسبید . الحمدلله !!!!! ❤️ فرشته❤️
رسیدم  - همین !!!!!!!!


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/۱٠/٢٩ توسط سید محمد انجوی نژاد

راهپیمایی اربعین 94

http://telegram.me/seyyedanjavi

قسمت چهارم . کربلا :

قرار شد همه ساعت 3 نیمه شب بیدار بشن تا اذان برسیم اول کربلا .

با دوتا از بچه ها زودتر زدیم براه و اول طلوع افتاب بود که رسیدیم .





ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٩/۱٢ توسط سید محمد انجوی نژاد

همیشه نسبت به آنچه در سر داشتم سکوت می کنم و تقیه . این سال ها خیلی بیشتر . حتی حرف دل وبلاگمو هم قطع کردم . بهر حال دنیا داره میگذره .....

دنیا به نحو فجیعی حال بهم زن شده و تحملش دشوار .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/۸/٦ توسط سید محمد انجوی نژاد


بله 32 سال گذشت .به بزرگی عدد ننگرید . خیلی زود گذشت . خیلی ...

21 مرداد 62 تاریخ اولین اعزام من به جبهه و تولد جدیدم بود .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٥/۱٩ توسط سید محمد انجوی نژاد

روز بیست و هشتم - منبرک 15 :

 فلش کارت منبرک ها در ادامه مطلب :



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٤/۱٦ توسط سید محمد انجوی نژاد

سلام عزیزم . دختر کوچولوی ناز . پسرک معصوم . خوبی عزیزم ؟؟



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٤/۱۳ توسط سید محمد انجوی نژاد


 روز شانزدهم - منبرک 9 :

فلش کارت منبرک ها در ادامه مطلب :



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/۳/٢٩ توسط سید محمد انجوی نژاد

خیلیا خیلی چیزا در مقدمتون نوشتن بچه ها .

اومدید و صفا دادید و رفتید . اما حقیقت اینه که دنیا هنوز همون دنیاست ........ از تشییع تون لذت بردم و البته عموم مردم معرفت داشتند ولی دلم بهم خورد از اوناییکه سوار شدن بر شانه های شما را برای رسیدن به دنیای کوچیکشون ، دیگر عادت مالوف دارند !!!!!؟



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/۳/٤ توسط سید محمد انجوی نژاد

 در سالگرد عملیات غرور آفرین کربلای پنج یاد کنیم همه شهدا را .

شایسته است بزرگان ما وقتی بر کرسی سخن می نشینند دقت لازم را همراه با ریز بینی چاشنی سخنرانی خود کنند .

سخنان ریاست محترم جمهور که در آن به تجمع قدرت و اسلحه اشاره شده و این دو را ، شرط لازم و کافی برای فساد دانستند ، از آن دست سخنانی است که دقت لازم را برای بستن راه سوء استفاده در آن مبذول نداشته اند .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱٠/٢٠ توسط سید محمد انجوی نژاد

سلام . نجف هستم و خدا شاهد است بر دعاگویی من

مقام استقاله بمعنای مقامیست که بعد از مراتبی انسان را وادار به استعفا می کند .استعفا از همه چیز و بعد درخواست چشم پوشی از همه چیز !!!

امروز در حرم امام علی ع باستقاله پرداختم که بنظرم رسید مکتوبش کنم و همان جا این ها را نوشتم :

گرچه در کربلا باید سوخت و گریست و آن همه گناه و خطا را در یاد آورد و بابت عدم قبولی هر چه کرده ای نگران بود .... اما به نجف که میرسی در بارگاه قسیم النار و الجنه ، جای التجا و التماس برای بخشش و امید به کرم و فضل ست .

الهی به علی به علی به علی .... سه بار که قسم میدهی گویا عمل به حرف پیامبر ص دریای رحمت را به هیجان می آورد و تو می مانی با رویی که نمی دانی چرا و چطور اینقدر بی پروا شده و خود را در بهشت میابی و درخواست هایت به پررویی می گراید و اشک هایت دیگر بی اثر نیست . احساس پاکی می کنی و احساس بخشایش و اینجا مفاتیح را بروش استخاره می گشایی . خدایا چه می آید ؟ چقدر این بنده بشدت روسیاه و بی آبرو با پرونده ای سخیف و کثیف را قابل میدانی ؟ قرار است با چه بسوزم و بعد با چه بسازم ؟ فریب میلیارد ها انسان دور افتاده را نمی خورم و بابت این بودنم نمی بالم . گناهان بی شمار و متنوع خلق ، بار کثیف پرونده ام را توجیه نمی کند . دست بدامان مولا مفاتیح را باز کردم . چند مناجات پشت هم روزی این زیارت ست . با استقاله شروع میشود . با توبه و بعد شکر و بعد مناجات طلب حاجت به نیکویی میرسد .

حیفم آمد برای امروز و فردایم این مناجات غریب را باقیات نکنم . در ادامه مطلب بخوانیم :



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٦/٢٦ توسط سید محمد انجوی نژاد

سلام بر عشق . سلام بر حسین (ع)

جند باری ست که درین سالیان مشرف شده ام به عراق . حدود 5 بار . یکی از دغدغه هایی که در هر سفر ذهنمو مشغول میکرد نوع شیعه گری و محبت مردم عراق و بخصوص شیعیان بود .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٦/۱٧ توسط سید محمد انجوی نژاد

سلام بر عبد الله( بیاد شهید حرمت اهل بیت عبدالله اسکندری )

روزی بوده یا شبی که تو بر خاک امدی و همان دم بود که پدر ولایتت را به او سپرد و نامت نهاد عبد الله ..........



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/٩ توسط سید محمد انجوی نژاد

پرده اول :

راوی : بهزاد فیروزی

زمان : 1367 - روزهای پایانی جنگ

مکان : تپه های قلاویزان - منطقه عملیاتی غرب مهران



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/۱۸ توسط سید محمد انجوی نژاد

صغری :

در ایام آغازین زندگی که آنرا نوجوانی و جوانی می نامند ، همان ایامی که اوج طراوت و انگیزه ای ، همان اوقات که ایام بکندی می گذرد تا درین سربالایی به نقطه اوج زندگی ، یعنی قله کمال و معرفت برسی ، در آن ایام قبل از چهل سالگی ، برای رهیدن و پریدن و دنیا را به اهل آن سپردن ، کافیست : بتوانی از وابستگی ها خود را برهانی .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱/٢٩ توسط سید محمد انجوی نژاد